حسين مدرسى طباطبائى
279
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
جمله شش دانگ قريهء شنستق رامند را با كافهء توابع آن از اراضى ، صحارى و مزارع و قنات و دهكده و ساير ما . . . به قدر الحصه از ابتداى نوروز فيروز هذه السنهء تخاقوىئيل الى انقضاء مدت پنج سال كامل كه عبارت از رفع پنج محصول بوده باشد به مال الاجارهء مقدار هفتاد خروار ديوانى غله كه عالىجاه مستأجر هر سالى مقدار چهارده خروار غله بار كرده ، بدون ادعاى آفت ارضى و سماوى مهمسازى موجر نمايد . و عقد اجاره جارى شد . مقررا حوالهجات ديوانى از ماليات و صادرات ولايتى از قبيل حفر قنات در عهدهء عالىجاه مستأجر است و چنانچه عالىجاه مستأجر در اداء مال الاجارهء مزبوره در هر سالى تعلل نمايد اختيار فسخ اجاره با موجر مذكور است . اين چند كلمه بر سبيل حجت قلمى گرديد . تحريرا فى شهر رجب المرجب سنهء 1238 . ( 72 ) فرمان مورخ شوال 1238 از فتحعلى شاه بالاى عرضه داشت سيد ابراهيم متولى آستانهء شاهزاده حسين كه در آن از خانبابا خان كه قدرى از مستمرى او كاسته بود شكوه كرده است . خطاب به امام ويردى ميرزا صاحب اختيار قزوين . امام ويردى ميرزا « 1 » فرزند فتحعلى شاه و برادر اعيانى على نقى ميرزا ركن الدوله در دو سال 1238 - 1239 كه برادرش به حكومت خراسان گمارده شده بود عهدهدار حكومت
--> ( 1 ) . سرگذشت او در رجال ايران بامداد 1 : 162 - 163 / مجمع الفصحاء هدايت 1 : 50 چاپ مصفا / ناسخ التواريخ قاجاريه ، چاپ سنگى 1 : 319 / مكارم الاثار 2 : 400 و مآخذى كه در فرهنگ سخنوران : 205 ياد شده است ديده شود .